X
تبلیغات
زولا


:آدرس جدید


کاشان - - مرکز ****


:تلفن

(031)********

Telegram.me/ZehnAgah :کانال تلگرام




استبداد بایدها

 اصطلاح معروف "استبداد بایدها" (tyranny of the shoulds) از رواشناس برجسته کارن هورنای به نظرم خیلی مغفول مونده. بایدها فرمانهایی هستند که باید اطاعت بشن! این بایدها می تونه از طرف پدر، مادر، اعضای خانواده، دوستان، معلم و یا افراد دیگه به ما تحمیل بشه. اما اون چیزی که از این اصطلاح توی روانشناسی مدنظره بایدهایی هست که ما وضع می کنیم. قوانین بدون چون و چرایی که خودمون یا دیگران رو مجبور به انجام اون می دونیم. با چند تا مثال قضیه رو روشن می کنم:


من باید امسال کنکور توی دانشگاه صنعتی شریف قبول بشم!

من باید کارمو به بهترین شکل ممکن انجام بدم.

من باید لیسانسمو سه ساله تموم کنم!


بایدها می تونند به شکل منفی هم مطرح بشن:


من نباید اشتباه کنم.

من نباید دل هیچ کسی رو بشکنم.


باید فقط در مورد خودمون نیست برای دیگران هم باید تعیین می کنیم!


پسر من باید امسال پزشکی قبول بشه!

بچه های من نباید فست بود بخورن!

توی خونه ما همه باید ساعت 9 بخوابن!

اون نباید با من این رفتارو می کرد!



بعضی وقتها افکار و جملات ما شکل "باید پنهان" به خودشون می گیرن:


تو حق نداری به من توهین کنی!

این ماشین لکنته خیال کرده می تونه از من سبقت بگیره!

زندگی با من بد تا کرده من حقم بیش از اینهاست!


آیا هرگز شده در مورد آسیبی که این قوانین ظالمانه "من درآوردی" به ذهن و روان ما وارد می کنه فکر کنیم؟ وقتی توی زندگی مون "باید" مشخص می کنیم معناش این می شه که ذهن و روان خودمون رو آماده انواع اختلالات و گرفتاری ها می کنیم. خیلی از افسردگی ها، اضطراب ها، خشم های کوبنده، عصبیت ها، همه شون توی همین "باید ها" ریشه دارند. ما فقط یک نوع "باید" سالم داریم و اون هم باید های اخلاقی است. طبیعتا اشکالی نداره اگه بگیم "باید به فرزندم محبت کنم" یا "نباید به فرزندم دروغ بگم".


شاید به ذهنمون هم خطور نکرده باشه که بیشتر این بایدها از خودشیفتگی ما ناشی شده. مثلا روزگار برای چی باید بیش از این به ما میداد؟! بر اساس چه قانونی اون ماشین لکنته حق نداره از شما سبقت بگیره؟ یا مادری که بچه هاشو مجبور می کنه ساعت 9 بخوابن فکر کرده همه مشکلات حل می شه؟! بر اساس چه قانونی دیگران باید به میل ما رفتار کنند؟! مگه مردم به خدا و پیغمبر خدا رحم کردن که حالا با ما طبق میلمون رفتار کنن؟؟!! برای یه لحظه بیاین جور دیگه ای به دنیا نگاه کنیم. باید هایی که سالهای توی ذهنمون جا خوش کردن رو بیاریم روی کاغذ. باور کنید وقتی این کار رو انجام بدین یه دفعه جا می خورید! چطور سالهای سال با این همه قانون "من در آوردی" زندگی کرده بودم!


بایدها و قانونهای ذهنی خودتون رو یه بار دیگه بازبینی کنید.

انعطاف پذیر باشید.

واقعیات زندگی رو بپذیرید. با باید و نباید کردن وضع روزگار عوض نمی شه.

واقعیات وجود دیگران رو هم بپذیرید. با باید و نبایدی که توی ذهنتون در مورد رفتار دیگران وضع می کنید فقط و فقط به خودتون آسیب می زنید.


به جای اینکه به خودتون بگید "من نباید اون کار اشتباه رو می کردم" یه باور سالم تر رو جایگزین اون کنید: "بهتر بود اون کار اشتباه رو نمی کردم. اما من تمام سعی خودم رو کردم. من انسانم و هر انسانی حق اشتباه داره. چه بسا اگه هر کس دیگه ای در موقعیت من بود و تمام افکار اون لحظه‌ی من توی سرش بود بدتر از من عمل می کرد". وقتی شما اشتباه می کنید، یا می ترسید، یا خجالت می کشید، هیچ یک از قوانین عالم را نقض نمی کنید! اما وقتی به خودتون می گین نباید اشتباه کنم دو تا مشکل ایجاد می کنید هم باید با اشتباه کردن خودتون رنج بکشید هم باید احساس شرم و گناه "زیر پا گذاشتن قانون من در آوردی‌تون" رو تحمل کنید! همین الآن کاغذ و قلم رو بردارید و "بایدهای ظالمانه" ذهنتون رو روی کاغذ بیارید و به استبداد چندین ساله زندگی تون پایان بدین. باور کنید رنگ و طعم زندگی براتون عوض می شه


برچسب‌ها: اضطراب، خشم
نظرات (0)

نام * :
ایمیل :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد